دریاچه ی قو | ||
نگاه همین شوق دمادم میتواند... و بارانی که نم نم ......................... ......................... ........................ .....................................میتواند... دلم را - بس که گنجشک است - حتا نگاه سادهای هم میتواند... ......................................... لینک1 . تُندک در سفر اخیرش چند عکس گنجشکی از محوطه ی بیرون کلیسای نُتردام پاریس گرفته که می توانید آنها را در وبلاگ تُند و خُند ببینید. لینک 2. دو عکس دیگر از گنجشک های نُتردام را هم می توانید اینجا ببینید. لینک 3. اینجا هم گنجشک های نُتردام حضور دارند. [ چهارشنبه 89/7/28 ] [ 9:11 صبح ] [ سید حبیب نظاری ]
[ نظرات (35) ]
پَر نه مثل یک دوبیتی از بَرَم کرد نه حتی لحظهای هم باورم کرد پَری از بال یک گنجشک بودم نسیم آورد و باران پرپرم کرد [ پنج شنبه 89/7/22 ] [ 9:43 صبح ] [ سید حبیب نظاری ]
[ نظرات (29) ]
گندمزار به گلها ...........خارها ..................گنجشک دادی به گندمزارها گنجشک دادی تشکر میکنم، در قحطی عشق به شعرم بارها گنجشک دادی [ شنبه 89/7/17 ] [ 11:29 صبح ] [ سید حبیب نظاری ]
[ نظرات (32) ]
پیراهن
اگر زخم تنت پیراهنم بود... پر از رقصیدنت پیراهنم بود... من و تو هر دو یک گنجشک بودیم اگر پیراهنت پیراهنم بود [ چهارشنبه 89/7/7 ] [ 11:39 صبح ] [ سید حبیب نظاری ]
[ نظرات (40) ]
|
||
[قالب وبلاگ : سیب تم] [Weblog Themes By : SibTheme.com] |