پیراهن تو

1
به تن کرده مرا پیراهن تو
شبیه سایه ها، پیراهن تو
نبودی، بادها رقصیده بودند
تمام عمر با پیراهن تو
2
نرقصیده است با رقصیدن تو
جدا کرده تنم را از تن تو
مرا یک عمر از تو دور کرده است
گلایه دارم از پیراهن تو
دریاچه ی قو
پیراهن تو

1
به تن کرده مرا پیراهن تو
شبیه سایه ها، پیراهن تو
نبودی، بادها رقصیده بودند
تمام عمر با پیراهن تو
2
نرقصیده است با رقصیدن تو
جدا کرده تنم را از تن تو
مرا یک عمر از تو دور کرده است
گلایه دارم از پیراهن تو
مترسک

1
نمی ماند تناور شانه ی من
فرو می ریزد آخر شانه ی من
مترسک هستم و بار گرانی ست
پر گنجشک ها بر شانه ی من
2
به یک رنگی تظاهر کرده بودند
حیاط خانه را پر کرده بودند
تو بودی، آن همه گنجشک اما
مرا بی تو تصور کرده بودند.
گنجشک ها
1
هوا سرد و... پر گنجشک ها خیس
دو هم درد و... پر گنجشک ها خیس
تمام شهر، ما را زیر باران
رها کرد و...
پر گنجشک ها خیس
2
من و تو تا کجا بی چکمه و چتر؟
دو در باران رها، بی چکمه و چتر
یکی از عابران حتا نپرسید:
چرا تنها، چرا بی چکمه و چتر؟
طراح قالب: رضا امین زاده** پارسی بلاگ پیشرفته ترین سیستم مدیریت وبلاگ |