سفارش تبلیغ
سفید کننده دندان
شهریور 1388 - دریاچه ی قو
امروز: پنج شنبه 28 اردیبهشت 91

پیراهن تو



1


به تن کرده مرا پیراهن تو


شبیه سایه­ ها، پیراهن تو


نبودی، بادها رقصیده بودند


تمام عمر با پیراهن تو


2


نرقصیده است با رقصیدن تو


جدا کرده تنم را از تن تو


مرا یک عمر از تو دور کرده است


گلایه دارم از پیراهن تو



  • کلمات کلیدی : پیراهن
  •  نوشته شده توسط سید حبیب نظاری در شنبه 28/6/88*> | نظرات دیگران()

    مترسک



    1


    نمی ماند تناور شانه ی من


    فرو می ریزد آخر شانه ی من


    مترسک هستم و بار گرانی ست


    پر گنجشک ها بر شانه ی من


    2


    به یک رنگی تظاهر کرده بودند


    حیاط خانه را پر کرده بودند


    تو بودی، آن همه گنجشک اما


    مرا بی تو تصور کرده بودند.



  • کلمات کلیدی : گنجشک، مترسک
  •  نوشته شده توسط سید حبیب نظاری در دوشنبه 16/6/88*> | نظرات دیگران()

    گنجشک ها


     


    1


    هوا سرد و... پر گنجشک ها خیس


    دو هم درد و... پر گنجشک ها خیس


    تمام شهر، ما را زیر باران


    رها کرد و...


                پر گنجشک ها خیس


    2


    من و تو تا کجا بی چکمه و چتر؟


    دو در باران رها، بی چکمه و چتر


    یکی از عابران حتا نپرسید:


    چرا تنها، چرا بی چکمه و چتر؟



  • کلمات کلیدی :
  •  نوشته شده توسط سید حبیب نظاری در چهارشنبه 4/6/88*> | نظرات دیگران()
     لیست کل یادداشت های این وبلاگ
    وصیت
    بهار
    درخت
    بوی گل
    روشن
    زخم
    زبان‏گنج‏شک‏ها
    باران
    شب
    مناجات
    [عناوین آرشیوشده]

    بالا

    طراح قالب: رضا امین زاده** پارسی بلاگ پیشرفته ترین سیستم مدیریت وبلاگ

    بالا

    dahio! - Searching the web