سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

دریاچه ی قو
 
قالب وبلاگ

 

پیراهن

تمامم کن

صدا کن مردنم را

بیاید این دو چشم روشنم را

ببندد، زودتر، اما ببخشد

به گنجشکان گل پیراهنم را

.................................

یک غزل گنجشکی بخوانید از

دکتر مژگان عباسلو


[ یکشنبه 91/2/24 ] [ 2:3 عصر ] [ سید حبیب نظاری ] [ نظرات () ]

گنجشک

سبک‌تر از تن باران، تن تو

و از گنجشک‌ها پر دامن تو

دوباره بوی گل پیچید، انگار

نسیمی رد شد از پیراهن تو


[ جمعه 90/12/19 ] [ 1:15 صبح ] [ سید حبیب نظاری ] [ نظرات () ]

دوبیتی، چشم‌هایم را امان داد

به گنجشک درونم آشیان داد

در آورد از تنم پیراهنم را

به باران زخم‌هایم را نشان داد

.............................................

دوبیتی‌های عاشورایی را در وبلاگ از این دست بخوانید

 


[ شنبه 90/10/10 ] [ 12:11 عصر ] [ سید حبیب نظاری ] [ نظرات () ]

مناجات

شب

کمک کن تا دو چشم روشن من...

بریز این سایه‌ها را از تن من!

دل گنجشک‌ها می‌گیرد از این

شبِ چسبیده بر پیراهن من

..........................................

شب‌های قدر را قدر ندانسته‌ام.

سیاهی همچنان بر پیراهنم چسبیده است.

دعایم کنید!... شاید سایه‌ها بریزند از تنم!

شاید او کمک کند تا چشم‌های من... شاید...

.........................................

لینک 1: یک دوبیتی گنجشکی در وبلاگ سرشار از شعر و باران خانم رقیه ندیری


[ یکشنبه 90/5/30 ] [ 10:11 صبح ] [ سید حبیب نظاری ] [ نظرات () ]

پیراهن

 

اگر زخم تنت پیراهنم بود...

پر از رقصیدنت پیراهنم بود...

من و تو هر دو یک گنجشک بودیم

اگر پیراهنت پیراهنم بود


[ چهارشنبه 89/7/7 ] [ 11:39 صبح ] [ سید حبیب نظاری ] [ نظرات () ]

دوبیتی

 

نه تنها دامنت گنجشک دارد

گل پیراهنت گنجشک دارد

دوبیتی گفتنت را دوست دارم

دوبیتی گفتنت گنجشک دارد


[ چهارشنبه 89/3/19 ] [ 9:27 صبح ] [ سید حبیب نظاری ] [ نظرات () ]

 

شب عریانی 

چرا دادی به باران دامنت را؟

به دریاها دو چشم روشنت را؟

شب عریانی ما سرد سرد است

بگیر از بادها پیراهنت را 


[ چهارشنبه 88/8/13 ] [ 1:29 عصر ] [ سید حبیب نظاری ] [ نظرات () ]
گنجشک ها 2


پر از رقصیدن گنجشک ها باش
همیشه بر تن گنجشک ها باش
به مردم اعتمادی نیست، باران
خودت پیراهن گنجشک ها باش

[ شنبه 88/7/25 ] [ 8:51 صبح ] [ سید حبیب نظاری ] [ نظرات () ]

پیراهن تو

1

به تن کرده مرا پیراهن تو

شبیه سایه­ ها، پیراهن تو

نبودی، بادها رقصیده بودند

تمام عمر با پیراهن تو

2

نرقصیده است با رقصیدن تو

جدا کرده تنم را از تن تو

مرا یک عمر از تو دور کرده است

گلایه دارم از پیراهن تو


[ شنبه 88/6/28 ] [ 10:42 صبح ] [ سید حبیب نظاری ] [ نظرات () ]


.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
امکانات وب


بازدید امروز: 14
بازدید دیروز: 34
کل بازدیدها: 317414