سفارش تبلیغ
کمک به محرومان
کمک به محرومان

دریاچه ی قو
 
قالب وبلاگ

این روزها همه از تو می گویند. نام زلالت ترانه ای شده است روی زبان همه ی شهر.
شهر چراغان حضور روشن توست و این تنها آدینه ای نیست که چشم انتظاران دل و جان خود را در جاری ندبه ترین زمزمه ها رها می کنند و چشم های بارانی خود را مدیون کرامت شکوفا ترین گل نرگس جهان می دانند. همه ی آدینه ها تو.

1
بیا اردیبهشتم را عوض کن
مسیر سرنوشتم را عوض کن
بدون تو درخت و سایه و ماه
نمی خواهم، بهشتم را عوض کن.

2
دوباره صنعت تلمیح در شعر
دوباره شرم یک توضیح در شعر
من و تو، یوسف گمگشته و اشک
دل و سجاده و تسبیح در شعر.

3
نسیم مهربان گیسو فشانده است
مرا در حسرت باران نشانده است
تو کی می آیی؟ آخر گریه ی من
مرا تا مرز ویرانی کشانده است

4
دلم می خواست باران بیشتر بود
حضور تو، حضوری مستمر بود
میان جمله ی «آن مرد آمد»
برای تو ضمیری مستتر بود

5
نمی ترسم از این بغض لبالب
از این گریه، از این اندوه، از این شب
کسی می آید از نسل درختان
کسی با طرح یک لبخند بر لب. 

6
شب مهتاب، اقیانوس، باران
به شوق جلوه ای مأنوس، باران
بگو کی آفتابی می شوی، کی
نگاهم می شود فانوس باران؟


[ جمعه 86/6/9 ] [ 7:7 عصر ] [ سید حبیب نظاری ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
امکانات وب


بازدید امروز: 22
بازدید دیروز: 50
کل بازدیدها: 362711