سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

دریاچه ی قو
 
قالب وبلاگ

چشم

تو که پر داشتی از دیدن من

چه در سر داشتی از دیدن من؟

تو که گنجشک بودی، چشم خود را

چرا برداشتی از دیدن من؟


[ شنبه 89/11/30 ] [ 3:57 عصر ] [ سید حبیب نظاری ] [ نظرات () ]

دوبیتی

نمی‌گویم که مجنون تو هستیم

تو خون ما و ما خون تو هستیم

من و گنجشک‌ها امّا، دوبیتی!

به یک اندازه مدیون تو هستیم

............................................

لینک 1: گنجشک‌ها نمی‌میرند

لینک 2:قصه‌ی گنجشک فراموشکار


[ چهارشنبه 89/11/6 ] [ 9:11 صبح ] [ سید حبیب نظاری ] [ نظرات () ]


.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

موضوعات وب
امکانات وب


بازدید امروز: 16
بازدید دیروز: 34
کل بازدیدها: 317416